منتظر نباش كه شبي بشنوي ،از اين دلبستگي هاي ساده دل بريده ام ! كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جاگذاشتم ! يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم ! توقعي از تو ندارم ! اگر دوستنداري در همان دامنه ي دور دريا بمان ! هر جور راحتي ! باران زده ي من ! همين سوسويتو از آن سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاي ام كافي است من كه اين جا كارينمي كنم فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم همين ! اين كار هم كهنور نمي خواهد مي دانم كه به حرفهايم مي خندي ....
نوشته شده توسط بهنوش در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ساعت 12:42
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )
لينکباکس سايت آموزش ايرانيان
منوي کاربري
این وبلاگو تقدیم میکنم به عشقم که خودش میدونه چقدر میخوامش و همچنین مریم خانم و عشقش ونیزشینا خانم و عشقش