تبليغاتX

اهنگ و جوک و ...


منوي اصلي

صفحه اصلي
ارتباط با ما
آرشيو مطالب

آرشيو وبلاگ

اهنگهای جدید
جک و اس ام اس
شعر
فیلتر شکن
عشق...
بیوگرافی هنرمندان(ایرانی و خارجی)
عکس
متفرقه
فال روز
خبرهای روز


مديران وبلاگ

میثم
میثم
مریم
شینا
بهنوش

لوگوي ما

 

لوگوي دوستان
  آگهي خود را اضافه كنيد

Image and video hosting by TinyPic  Persian Rap هر کي قليون مي کشه بياد اينجا
آرشيو قالبهاي وبلاگ
آرشيو قالبها
آمار وبلاگ
 ::غرور
 

 

منتظر نباش كه شبي بشنوي ، از اين دلبستگي هاي ساده دل بريده ام ! كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جا گذاشتم ! يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم ! توقعي از تو ندارم ! اگر دوست نداري در همان دامنه ي دور دريا بمان ! هر جور راحتي ! باران زده ي من ! همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري براي روشن كردن اتاق تنهاي ام كافي است من كه اين جا كاري نمي كنم فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم همين ! اين كار هم كه نور نمي خواهد مي دانم كه به حرفهايم مي خندي ....

 

 

نوشته شده توسط بهنوش در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ساعت 12:42
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشق
 

 

   تقدیم به کسی که یه روز  برام خیلی مهم بود                               

                           

 

 

 

نوشته شده توسط شینا در سه شنبه دوم مرداد 1386 ساعت 1:4
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشق
 

 

               اینم عشق اون هم از نوع خری حالشو ببرین

                   

 

 

نوشته شده توسط شینا در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 1:8
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::بوس و حرکت
 

 

[Bo0o0oS...]

"Bo0oSii RooYe –SheKaM- : BiYa SeX DaShTe BaShiiM"

"Bo0oSii RooYe [PiSho0nI] : HaMiShE MaLe MaNii"

"Bo0oSii RooYe *Go0sH*: Kh0deT MiDo0nI MaN To ChE FeKriAm…"

"Bo0oSii RooYe LoP: Do0sTiM"

"Bo0oSii RooYe *DaSt*: Do0sEt DaRaM"

"Bo0oSii RooYe GaRdaN: MaLe HaM DiGe HaMiShe MiMo0niM"

"Bo0oSii RooYe S.h.o.0.n.E. : MiKhaMeT"

"Bo0oSii RooYe LaB: AsHeGheTaM"

[HaReKaT. . .]

"DaSt GeReFtaN : MiTo0niM YaD BeGiRiM AsHeGhShiM"

"DaSt Ro0 P.o.S.h.T.e. DoKhTaR : MaLe MaNe..!"

"Ba Go0sH BaZi KaRdaN : BeDo0nE To MiMiRaM…"

"To CheShMaYe HaM DiGe [NeGa KaRdaN] : HiCh VaGhT MaNo TaRk NaKoN"

"BaGhaL KaRdaN : [HiCh VaGhT MaNo TaNha NaZaR]"

"Ba -Mo0hAt- BaZi KaRdaN : BeGo0 Do0SaM DaRi"

"[DaStAsH DoRe KaMaReT] : HaMiShE AsHeGheT MiMo0nAm"

"Bo0s KaRdaN ZiRe BaRo0n : MaNo AsHeGheT KaRdii"

 

 

 

نوشته شده توسط میثم در جمعه بیست و دوم تیر 1386 ساعت 22:34
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::مهستی
 

 

 

سلام من هم درگدشت بانوی آواز ایران رو به همه تسلیت میگم اصلا حال درس خوندن دیگه ندارم روحش شاد

 

 

نوشته شده توسط شینا در سه شنبه پنجم تیر 1386 ساعت 4:53
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::غم
 

 

امروز یک روز بد واسه من این مطلبم مخصوصه خودمه

اولين روز که چشمامو وا کردم ديدم يکي کنارم نشسته


داشت به چشمام نگاه ميکرد بهش گفتم تو کي هستي؟

گفت: من پيشت ميمونم ولي بهت نميگم کي هستم

گفتم : تا هميشه پيشم ميموني

گفت : آره

گفتم : باهام بازي ميکني؟

گفت : نه

گفتم : واسه چي؟

گفت : من فقط پيشت ميمونم ولي کاري واست نميکنم

من هم گريه کردم اومد اشکامو پاک کرد

گفت : هنوز گريه نکن

گفتم : واسه چي؟

گفت : هنوز وقتش نرسيده

من هم بيشتر گريه کردم

مامانم اومد منو بغل کرد

اون گفت : ميدوني اين کيه ؟

گفتم : نه

گفت : اين مادرته

گفتم : مادر چيه؟

گفت : مادر دلسوز ترين فرد دنياست خيلي هم دوست داشتنيه

گفتم : باهام بازي ميکنه؟

گفت : آره

گفتم : من مادر رو بيشتر دوست دارم تا تو

گفت : ولي...

گفتم : ولي چي؟

گفت : اون تو رو تنها ميزاره

گفتم : نه اون منو دوس داره تنهام نميزاره

گفت : تنهات ميزاره

منم دوباره گريه کردم ديدم يکي اومد دست رو سرم کشيد

اون گفت : اين رو ميشناسي؟

گفتم : نه

گفت : اين پدرته

گفتم : پدر

گفت : آره

گفتم : اين کيه ؟

گفت : اين مهربان ترين فرد دنياست خيلي هم دوستت داره

گفتم : باهام بازي ميکنه؟

گفت : اره ولي آخر تنهات ميزاره

گفتم : تو دروغ ميگي اون منو دوست داره

ديدم يکي اومد بالاي سرم دستامو گرفت و يه بوس به دستام داد

گفت : ميدوني اين کيه؟

گفتم : نه

گفت : اين خواهرته

گفتم : خواهر

گفت : آره خواهر هم راز هم درد هم بازي

گفتم : اين پيشم ميمونه

گفت : نه اين هم تنهات ميزاره

گفتم : آخه چرا ؟اون که منو دوست داره

گفت : همه دوستت دارن اما فقط من پيشت ميمونم و تنهات نمي زارم

گفتم : نه

وبعد ديدم يکي اومد بغلم کرد و باهام بازي کرد

گفت : ميدوني اين کيه ؟

گفتم : اين همونيه که منو تنها نمي زاره

گفت :نه اون هم و رو تنها ميزاره

گفتم : نه نه نه

گفت : اون برادرته دوستت داره هر چي ميخواي واست مياره ولي بهش دل نبند

گفتم : چرا؟

گفت : تنهات ميزار

بعد روزها گذشت سال ها گذشت تا من بزرگ شدم و با آدم هاي ديگري آشنا شدم

ولي اون همش مي گفت اونها تو رو تنها ميزارن

تا روزي که....

داشتم قدم ميزدم ديدم يکي داره نگام ميکنه اول بهش توجه نکردم و رفتم

روز بعد وقتي از اونجا گذشتم ديدم دوباره اونجا ايستاده و به من خيره شده من هم اهميتي بهش ندادم و سريع از
 اونجا گذشتم

روزها گذشت و اون همين جور به من خيره ميشد

وقتي اون رو ميديدم داشت بهم لبخند ميزد هميشه يک شاخه گل سرخ توي دستاش بود يک روز که داشتم از اونجا گذر ميکردم ديدم يکي اومد جلوم ايستاد و شاخه گلي به طرف من گرفت وقت نگاش کردم ديدم خودشه هموني که
 هميشه منتظرم بود به چشماش نگاه کردم خودشو اورد جلو تر بهم گفت دوستت دارم ....

ديدم يکي بهم گفت : تنهات ميزاره

آره خودش بود اوني که هميشه باهام بود و می گفت تنهام نميزاره

گفتم : اون که دوستم داره

گفت : اين دليل موندن نيست

من هم اون گل رو از اون گرفتم

هر روز منتظرم به درختي تکيه ميکرد و با يک گل سرخ

کم کم معني عشق رو فهميدم آره اون عاشق من شده بود

اما من از جدايي ميترسيدم خيلي....

روزي رسيد که ديدم کنار درخت کسي نيست ديدم يک نامه با يک گل سرخ کنار درخت بود

وقتي نامه را باز کردم نوشته بود تو تنهاتريني

به خيابون نگاهي کردم ديدم خودش بود اما دستاش توي دستاي يکي ديگه....

توي همون لحظه ديدم يک دست روي شونه هام گذاشت

گفت : ديدي گفتم باتو نميمونه

من هم بغض گلوم رو گرفته بود به آرامي گريه کردم

گفتم : تو که تنهام نگذاشتي

گفت : آره من تنها کسي هستم که کسي رو تنها نميزارم

گفتم : تو کي هستي؟

گفت : غم

گفتم : غم

گفت : آره اوني که با همه ميمونه هيچ کسی رو توي تنهايي تنها نميزاره

اشکامو پاک کردم و رفتم جايي که ديگه کسي منو پيدا نکنه

اما تنها کسي  که منو تنها نگذاشت غم بود .....

منبع:دل شکسته del -- shekasteh

 

 

نوشته شده توسط میثم در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 ساعت 11:41
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشق
 

 

 

نفهميدم كه چشم تو به من خيانت ميكنه دلت ميشه غريبه اي ازم شكايت ميكنه يه روز دلو دادم بهت امروز ميخوام پس بگيرم ديگه نمي خوام دروغي براي چشمات بميرم تو اينو ميدونستي كه دلم يه عمري آرزوشو داشت اون كه به پاش موند دل من بودونبودشو گذاشت من ميرم بسه ديگه طاقت موندن ندارم بين اين همه گناه حس واسه خوندن ندارم بزرگترين گناه من باور عشقت بودوبس اين آخرين ترانمه همراه آخرين نفس

 

 

نوشته شده توسط شینا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 1:30
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشق
 

 

       

تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنگيه قسمت ما ست که ما به هم نمي رسيم

 

 

نوشته شده توسط شینا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 3:57
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::صبوری
 

 

                                                                    

خاک عاشقي مي داند , گريه ميکند رنج مي کشد و صبر مي کند سربه آستان مرگ مي گذارد بر شانه هايش مي گريد, اما نمي ميرد خاک عاشقي صبور است بر برگهاي پاييز بوسه مي زند تقدير جهان را عوض مي کند جوانه ها را بيدار و درختها را خواب مي کند,اما خود هرگز نمي خوابد خاک عاشقي صبور است , که سالها و سالها براي آسمان صبر مي کند و من همانم که از خاک آمده ام چون خاک عاشقم و چون خاک روزي صبوري را هم خواهم آموخت

 

 

نوشته شده توسط شینا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 3:0
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشق
 

 

                         

کاش مي شد زندگي را خط به خط از نو نوشت کاش مي شد عشق را در هر صفحه،بالا نوشت کاش مي شد کينه ها را پاک کرد گريه ها و غصه ها را خاک کرد کاش مي شد عاشقانه ياد ، داشت تيشه اي همواره بر تزوير و بر بي داد داشت کاش مي شد پرچمي بر داد داشت کاش مي شد قاصدي در باد داشت کاش مي شد غنچه ها را وا نمود هر نفس از شوق درياها سرود کاش مي شد زندگي بر کام بود دايما" در خاطر آن ساقي و آن جام بود کاش مي شد طرح نو را برنشاند سايه عشق تو را بر دل رساند                     

 

 

نوشته شده توسط شینا در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 0:48
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشق
 

 

                     

عاشق و معشوقا اي کاش بهم انقد شک نداشتن سقف اعتمادامـــون اي کاش انــــــقد ترک نداشتن چي ميشد دست من و تو هميشه تو دست هم بود از ما هر چي که مي گفتن واسه عاشقي کم بود چي ميـــــــــــــشد بي التماسم مي اومدي به خونه چي مي شد دلت مي دونست که بايد پيشم بمونه چي ميشد مي سوخت دلامون واسه التماس سيبا چي ميشد دنيا رو يک شب بسپارن بدست غـريبــا ؟

                                                   

زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم

 

 

نوشته شده توسط شینا در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 ساعت 1:0
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::خاطره
 

 

           

اي کاش همراه خودت خاطراتت را هم مي بردي من مانده ام و مرور زجرآور آنها اي کاش همراه خودت گردش روزگار عمر من را هم مي بردي اي کاش هنگام رفتن تو؛ساعتها هم از حرکت مي ايستادند اي کاش همراه رفتن تو زمستان هميشه جاويد مي ماند تا آمدن بهار را شاهد نباشم اي کاش هنگام رفتنت گنجينه خاطرات را مي سوزاندي و يا لااقل همراه خودت دل و حواس از من مي بردي تا قادر به مرور آنها نباشم ولي افسوس...!؟تکرار روزهاي قشنگ ديدار در نبود تو چه دردناک است

 

 

نوشته شده توسط شینا در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 ساعت 0:2
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشقی
 

 

    

ديگران را ببخش نه به اين خاطرآنکه آنها لياقت بخشش تو را دارند بلکه به اين خاطر توکه لياقت داري آرامش داشته باشي

خدا بهترين نعمتاشو به بهترين بنده‌هاش مي‌ده من كه بهترين بنده اش نبودم پس چرا تو رو به من داد؟

ما هميشه ديگران را بيش از آن حدي كه خوشبختند، خوشبخت تصور مي كنيم

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

دوستای خوب مثل ستاره ها هستند حتی وقتی نمیبینیشون بازم خیالت راحته که سر جاشون هستن

عشق امانت با ارزشيه كه هر كسي تو قلبش ميزاره برايه همينه كه هر وقت بخواي عشقت را از كسي پس بگيري بايد قلبش را بشكني

ميدوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ . . لبخندي که بي اراده رو لباي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه :دوستت دارم

اگه يه صبح پاشدي و ديدي تمام درختايه کوچتونو بريدن ناراحت نشو چون يه دوست ..... داري که هر وقت خواستي بهش تکيه کني.

 

 

نوشته شده توسط شینا در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ساعت 1:22
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشقولانه
 

 

از پشت پنجره غروب چشمانم را بر افقی دور می دوزم...... اولین ستاره شب نگاهم را می دزدد . دستانم را بر رویای نیمه شب تکیه می زنم آخرین نفسهایم رادر دریای سکوت می پاشم نور عشقم را بر شاخه خشکیده بید می آویزم فریاد را از هر دیوانه ای می دزدم تا در فراق تو همه دشت را به یکباره فریاد شوم

 

 

نوشته شده توسط شینا در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 8:30
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشقولانه
 

 

عشق ایستادن زیر باران و مرطوب شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا مرطوب نشد.

باران نمي شوم که نگويي: با چه منتي خود را بر شيشه مي کوبد تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهي بيندازم. ابر مي شوم که از نگراني يک روز باراني هر لحظه پنجره را بگشايي و مرا در آسمان نگاه کني..

اگه یه روز دیدی نبودن کسی بهتر از بودنشه چشماتو روی هم بزار ....... اگه چشمات خیس شد بدون که به خودت دروغ گفتی

اگر تمام شب رو برای از دست دادن خورشید اشک بریزس لذت دیدن ستاره ها رو هم از دست می دی

رنگين کمان هميشه نصيب کساني خواهد شد که تا آخرين لحظه زير باران مي ايستند

يه چيز جالب....تا حالا دقت كردي همه چيزهاي خوب خانوم اند:خورشيد خانوم,مهتاب خانوم,پروانه خانوم.اما همه چيزهاي بد آقا هستند:اقا دزده,اقا گرگه,اقا سگه

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته

 

 

 

 

نوشته شده توسط شینا در جمعه یازدهم اسفند 1385 ساعت 8:24
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::زندگی چیست؟؟؟
 

 

دریا

 از زمین پرسیدم زندگی چیست:تکان داد و جوابم نداد ! از دريا پرسيدم : زندگي چيست ؟ خروشيد و جوابم را نداد ! از آفتاب پرسيدم : زندگي چيست ؟ غروب کرد و جوابم نداد ! از انسان پرسيدم : زندگي چيست ؟ گفت : زندگي خون دل خوردن است اولش عشق و بعد مردن است

 

 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه هشتم اسفند 1385 ساعت 22:29
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::تا حالا شده؟
 

 

تا حالا شده بشكني ؟ جوري كه تمام وجودت ذره ذره بشه........هيچ مي دوني چقدر درد داره؟ اشتباه نكن، منظورم شكست عشق نبود.........شكست تمام وجودت در برابر يك حرف، يك جمله ي بي اهميت و ساده ............. من هم يه روزي شكستم ..........به همين سادگي ...........بي صدا..........بدون حرف............حتي ناله هم نكردم.........ونمي دوني چقدر درد داشتوچقدر..........واينكه چقدر دلم فرياد مي خواهد وچقدر دلم محتاج شده وضعيف..........محتاج يك نگاه ساده،حتي..........محتاج يك كلام با محبت.........محتاج يك دوست......... وچقدر دلم مي خواهد ببارم وباز ببارم وباز هم............ من براي هميشه مردم...................!!!!!!!!!!!!!

 

 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه هشتم اسفند 1385 ساعت 22:14
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشق و دوستی
 

 

عشق از دوستي پرسيد تفاوت من و تو در چيست؟ دوستي گفت: من ديگران را به سلامي آشنا مي كنم ، تو به نگاهي........ من آنان را با دروغ جدا مي كنم ، تو با مرگ............

 

 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه هشتم اسفند 1385 ساعت 22:10
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::به خودت دروغ نگو
 

 

Go to fullsize image
اگه يه روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش است، چشماتو ببند و اون لحظه كه اون كنارت نباشه رو به خاطر بيار، اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي وهنوز دوستش داري.

 

 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه هشتم اسفند 1385 ساعت 22:4
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::شکست
 

 

 

وقتي عشق رو دزديدم، اونو گذاشتم توي صندوقچه ي قلبم و قفلش كردم! كه هميشه مال من باشه! ولي نميدونستم يه روز براي پس گرفتنش قلبمو مي شكني!!!!!!

 

 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه هشتم اسفند 1385 ساعت 22:0
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::کنارم راه بيا
 

 

Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend.


جلوي من قدم بر ندار

شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبي باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش

 

 

نوشته شده توسط میثم در دوشنبه سی ام بهمن 1385 ساعت 22:6
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::رهگذر
 

 

 

 

نوشته شده توسط میثم در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 ساعت 14:18
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::دوستی
 

 

www.m-music-jok.blogfa.com

 

 

نوشته شده توسط میثم در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 23:53
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشقولانه
 

 

به دريا شكوه بردم از شب دشت، وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت، به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛ سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .!

 ----------------

.پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی

--------------------

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام

-------------------

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

-------------------

خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد:

او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد.

او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد.

او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد

 ---------------------------

در اندرون همه ما خزانه‌اي بيكران از عشق و شادماني و نعمت هست كه مي‌تواند آنچه را كه در آرزوي آنيم، برايمان فراهم كند

 ------------------------

دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

 ----------------------------

 اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم

اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

 

 

نوشته شده توسط میثم در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 20:48
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::ولنتاين
 

 

        تاریخچه روز ولنتاین

                          

                        >> برای دانستن داستان ولنتاین به ادامه مطلب بروید<<

 

 

نوشته شده توسط شینا در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 ساعت 0:9
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::شعر
 

 

 

از آتش پرسیدم محبت چیست؟

گفت از من سوزانتر است.

از گل پرسیدم محبت چسیت؟

گفت از من زیباتر است

از شمع پرسیدم محبت چیست؟

 گفت از من عاشق تر است.

 از خودش پرسیدم تو کیستی؟

 گفت نگاهی بیش نیستم

 

 

نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 14:35
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::شینا
 

 

سلام فردا براتون تارییخچه ولنتاین رو میزارم

   عاشق باشید

                 

 

 

نوشته شده توسط شینا در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 2:49
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشقولانه
 

 

                       

در زندگی سه راه را دنبال کن: دوست داشتن را برای یک تجربه ، عاشق شدن را برای یک هدف ، فراموش کردن را برای قبول یک واقعیت

امسال مثل هر سال روز تولدمه.من گوشه اي نشستم.كيك خيال يك سو.شمع اميد رويش.يك فوت كوچك است ونابودي ام مبارك

وقتي دلت گرفت بشين به اندازه تمام دلتنگيات گريه کن. براي اينکه کسي اشکاتو نبينه ماهي کوچيکي شو و به ته دريا برو. ديگه نه کسي صداتو مي شنوه نه کسي اشکاتو مي بينه. حالا فهميدي چرا اب دريا شووره؟

عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه اگه درش بياري مي ميري اگه بزاري بمونه بازم مي ميري پس آخرش جون تو مي گيره

انسان با سه بوسه تكميل مي شود 1- بوسه مادر كه با آن با يه عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با ان زندگي مي كني 3- بوسه خاك كه با ان با به عرصه ابديت مي گذاري

يادتوون باشه ...............يادتون باشه......................يادتوون باشه !!! و بالاخره يادتوون باشه که .......................................................!!! دل تخته ســـــــــــياه نيست که هر کي اومد روش بنويسه و هر کس هم رفت بشه اسمشو پاک کرد

 زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار هست ..... ياد تو تکرار هست

اگر روزي ندانسته به احساس تو خنديدم و يا از روي خود خواهي فقط خود را پسنديدم اگر از دست من در خلوت خود گر يه اي کردي اگر بد کردم و هرگز به روي خود نياوردي اگر تو مهربان بودي ومن نامهربان بودم براي ديگران سبزو براي تو خزان بودم گناهم را ببخش

گفتي مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و دگر اثراز چلچه اي نيست رفتي خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

عشق با جدايي نمي ميرد. با بسيار با هم بودن شايد ولي با جدايي هرگز

اگه من شاخه خشك. نفس سبز يه برگي اگه من شيشه ماتم . تو تلنگر تگرگي اگه من حسرت خاكم . دعوت شرشر آبي اگه من خسته زرفتن . تو برام بال شتابي اگه نوحم تويي عمرم . اگه صبرم تويي ايوب تو صدايي من سكوتم . تو طلوعي من شب مغلوب عشق تو يه سرنوشته . بوي تو بوي بهشته خدا اسمتو تو قلبم با دوست دارم , عاشقونه نوشته تو عزيزي تو اميدي . تو شكوهي تو مرادي تو طلوعي تو نجاتي . تو بزرگي تو زيادي تو دليل لحظه هايي . مقصد نوشته هايي اي تنت شعر نوازش تو پر فرشته هايي

عاشق و معشوقا اي کاش بهم انقد شک نداشتن سقف اعتمادامـــون اي کاش انــــــقد ترک نداشتن چي ميشد دست من و تو هميشه تو دست هم بود از ما هر چي که مي گفتن واسه عاشقي کم بود چي ميـــــــــــــشد بي التماسم مي اومدي به خونه چي مي شد دلت مي دونست که بايد پيشم بمونه چي ميشد مي سوخت دلامون واسه التماس سيبا چي ميشد دنيا رو يک شب بسپارن بدست غـريبــا ؟

گر نيايي تا قيامت انظارت مي کشم منت عشق از نگاه پر شرارت ميکشم ناز چندين ساله از چشم حقارت مي کشم تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم

        >>سبز و عاشق  باشید<<

 

 

 

 

نوشته شده توسط شینا در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385 ساعت 1:19
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::دوستت دارم
 

 

عشق نمي پرسه تو اهل کجايي فقط مي گه تو قلب من هستي

 

عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط مي گه با مني

 

عشقم نمي پرسه دوستم داري فقط مي گه

 

دوستت دارم

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني


دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني

 

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني


دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني


دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني


دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني


دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني  

 

 

 

نوشته شده توسط میثم در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت 21:48
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::زندگی ریاضی است
 

 

زندگی ریاضی است   پس  خوبی ها رو جمع کنیم     غم ها رو کم کنیم    شادیها رو ضرب کنیم

دردها رو تقسیم کنیم         نفرت رو زیر رادیکال ببریم           دوستی ها رو به توان برسونیم

          از قــلــــبــــهــامون فـــاکــــتـــور بگیریم

 

 

نوشته شده توسط میثم در یکشنبه هشتم بهمن 1385 ساعت 0:48
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

 ::عشق چيست؟
 

 

به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد

به ابر گفتم عشق چيست؟ باريد

به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد

به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد

به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد

به انسان گفتم عشق چيست؟

 اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:

ديوانگيست !!!

 

 

نوشته شده توسط میثم در یکشنبه هشتم بهمن 1385 ساعت 0:43
( | | لينک ثابت | موضوع: عشق... )

  لينکباکس سايت آموزش ايرانيان

منوي کاربري

این وبلاگو تقدیم میکنم به عشقم که خودش میدونه چقدر میخوامش و همچنین مریم خانم و عشقش ونیزشینا خانم و عشقش

لينک دوستان
سايت آموزش ايرانيان
دختران خفن
باران
عاشقانه
عـکسـهـایــی از دخـتــران ایــرانــی
دختران تنها
MS وپرسه های مستانه ی یک قاصدک
ابجی مینا
حامد
حر فهایم با تو
دختر تنهائیها
این دنیای هک است
آموزش هک + کرک + بوت
کامپیوتر روز هفتم
عشق یعنی.......
تنهایی
::Mohammad Online
اینم یک سایت خوب کد جاوا،قالب،.......
اهنگ.جک.کلیپ و ...(علی از بروبچ همکلاسی)
تموم دلخوشیام....
بانک نرم افزار
گم شده دو حرفی
از شیر مرغ تا جون تو
کا مپیوتر(HELLBOY )
تنهای تنها(وبلاگ علی)
من گرم تو سرد بر گر د
لینکدونی وبلاگهای جهان
پسران در به در(البته حاج اقا هم هست)
Compute man
تر فند،شعر،نرم افزار،عکس وغیره
دانستها
EnDE-AhAnG
دنیای الکترونیک
مرگ در تنهایی
وبلاگ دوست خوبم کیوان(هک و بوت)
Sarzamine-Program
sarzamine-love
Sarzamin3Music
بروزترین وبلاگ رپ(کلیک کن پشیمون نمیشی)
من تنها شدم (مریم)
لينکدوني
زيباترين قالبهاي وبلاگ
آرشيو پيوندهاي روزانه
جستجوگر گوگل



جستجو در Google


امکانات
#FFFFFF

free script by drdata.tk


ترجمه قالب جادوي سياه

قالب جادوي سياه: محسن سايت آموزش ايرانيان
irwebnet.tk

[ تمامي حقوق سايت محفوظ است و نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد ]
Copy right © 2006 by http://m-music-jok.blogfa.com | ترجمه قالب: m-music-jok.blogfa.com